مذهب و سکه ها
باسلام
در ادوار تاریخی و نزد اقوام مختلف، نقوش مذهبی و مظاهر خدایان افسانه ای، در تزئین سکه نقش بسزایی داشته است. در یونان، ایران، ممالک آسیای صغیر و رم، خدایان و رب النوع ها عامل موثر و مهمی بوده اند و هر شهر یا مملکتی خدایان مخصوصی داشتند که حامی ساکنین آن شهر بودند و حتی افراد مهم نیز خود را تخت حمایت یکی از خدایان قرار می دادند و برای جلب توجه خدایان معابدی می ساختند و تمام هم و غم خود را مصروف تزئین آن می نمودند و گاهی علاوه بر رب النوع های محلی، خدایان خارجی نیز در معابد خود می پذیرفتند و از قدرت معنوی آنها برخوردار می شدند. این خدایان به صورت انسان یا مظاهر یکی از آنها بر روی سکه نقش می شدند.
این نقوش متنوع به روشن شدن تاریخ مذهب دنیای قدیم کمک بزرگی کرده است. مثلا بر روی سکه های اژین نقش لاکپشت که مظهر آرتمیس (Artemis دختر ژوپیتر) است و بر روی سک های آتن در یک طرف تصویر آتنا و در طرف دیگر جغد که مظهر اوست منقور است.
در سکه های ایونی تاثیر خدایان مشرق هویداست و اغلی بر روی آنها نقش حیوانات بالدار چون ابوالهول که معرف مذهب مصر است و گاومیش بالدار آن چنانکه بر روی سیلندرهای بابلی و آشوری و پارسی نقش گردیده مشاهده می شود. بر روی سکه های شهرهای فنیقیه نقش رب النوع داگون (Dagon) که صورت انسان و بدن ماهی دارد یا ملکدار (Melkart) که یک رب النوع دیگر است دیده می شود.
اگرچه یونانی ها و رومی ها با میل و رغبت خدایان خارجی را در معابد خود می پذیرفتند و آن را مشابه خدایان محلی خود قرار می دادند، ولی در کشورهای شرقی، به این نحو عمل نمی شد زیرا ملل شرق بیشتر از مغربی ها پایبند به معتقدات اجدادی و ملی خود بودند و به این سادگی زیر بار خدایان خارجی نمی رفتند. گرچه فتوحات مقدونی ها در مشرق باعث رواج معابد و مذاهب یونانی گردید، ولی مردم خدایان را به عنوان خدایان اصلی نپذیرفته، بلکه به عنوان خدایان جدید قبول کردند.
در ممالک متصرفی هخامنشی و ممل تابعه ایران چه در آسیا و چه در یونان، اثر مذهب روی سکه مشاهده می شود و بنا به روایت هرودوت ملل متنوعه ساکن هخامنشی و ممالک تابعه آن آزاد بودند موافق اعتقادات خود رفتار کنند.
شاهنشاهی وسیع هخامنشی که از دریای مدیترانه تا هندوستان بسط داشت و بنابر کتیبه های این دوره تمام صحبت از قدرت مطلق است که اهورامزدا به شاهان ایران اعطا کرده است، مع هذا این موهبت الهی آنان را از جاده صواب منحرف ننمود و همانطور که نسبت به آداب و عادات ملی خود مقید بودند، آداب و سنن و مذهب سایر ملل را نیز مقدس و محترم شمردند و از این طریق که خود یک روش سیاسی صحیح بود، ملت هایی را از حیث مذهب و آئین با یکدیگر مختلف بودند مطیع خود کردند.
بر روی سکه های اسکندر و دوره سلوکی نیز ارباب انواع یونانی خودنمایی می کند و بجز رعایت احوال و عادات چند مملکت روح سرکش و قدرت طلب فاتح مقدونی اساطیر یونانی را تا هندوستان به همراه برده است. در دوران اسکانی تاثیر هنور یونانی از نقش سکه ها واضح می شود.
مذاهب مشرق زمین قبل از اسلام را به چهاردسته می توان تقسیم نمود:
۱- ایران : مذهب زردشتی
۲- بیزانس: مذهب عیسوی
۳- هندوستان: مذهب برهمایی
۴- و عده ای از ممالک مختلف بر شرک و بت پرستی پای بند بوده و به خدایان افسانه ای قدیم معتقد بودند.
ظهور پیغمبر اسلام (ص) و فتوحات پی دی پی مسلمانان و اثر معنوی آن، به سرعت سراسر ممالک را به آئین اسلام درآورد. در تمام شاهنشاهی ایران و قسمت مهمی از بیزانس، سوریه، آسیای صغیر، تمام شمال آفریقا، اسپانی و حتی در چین و هند نفوذ کرد. این تغییرات و تحولات فکری و مذهبی در نزد اقوام و ملل مختلف بخوبی و بطور وضوح بر روی سکه های آنها منعکس استو مثلا بر روی سکه های بیزانس تصویر حضرت عیسی (ع)، مریم و مقدسین مذهب مسیح و سکه های شاهزادگان پارس، نیم تنه اهورامزدا و بر روی سکه های ساسانی، آتشدان مقدس و بر روی سکه های اسلامی، یکی از آیات قرآن منقوش می باشد
باتشکر از توجه دوستان عزیز